تاریخ انتشار: خرداد ۱۳۹۹
مدیران هر روز با تصمیمهایی روبهرو هستند که گزینههای مختلف دارند و هر گزینه از جنبههای مختلف قابل ارزیابی است. خرید تجهیزات، انتخاب تأمینکننده، اولویتبندی پروژهها — همه اینها تصمیمهایی هستند که ذاتاً چندمعیارهاند.
وقتی یک تصمیم بدون چارچوب مشخص گرفته میشود، چند مشکل رایج پیش میآید: تصمیم تحت تأثیر آخرین اطلاعات دریافتی قرار میگیرد، جنبههای مهمی نادیده گرفته میشوند، تصمیمهای مشابه در موقعیتهای مختلف به نتایج متفاوتی میرسند و توضیح دادن دلیل تصمیم به ذینفعان دشوار است.
روشهای تصمیمگیری چندمعیاره در دو دسته اصلی قرار میگیرند. روشهای وزندهی و رتبهبندی مانند AHP و TOPSIS، گزینهها را بر اساس معیارهای وزندار رتبهبندی میکنند. روشهای برنامهریزی چندهدفه، بهترین راهحل را با در نظر گرفتن چندین هدف همزمان جستجو میکنند. برای اکثر مسائل مدیریتی، روشهای دسته اول کافی و کاربردیتر هستند.
MCDM بیشترین ارزش را در تصمیمهایی دارد که چند معیار رقیب دارند، گزینههای متعددی وجود دارد، تصمیم برگشتناپذیر یا پرهزینه است و توافق بین اعضای تیم لازم است. برای تصمیمهای روزمره و ساده، استفاده از MCDM بیش از حد پیچیده است.
MCDM یک ابزار است، نه یک هدف. مدیرانی که این روشها را یاد میگیرند، میگویند که حتی بدون نرمافزار، طرز فکر MCDM به آنها کمک میکند تصمیمهای روزانهشان را بهتر ساختاردهی کنند.