تاریخ انتشار: تیر ۱۴۰۰
در بسیاری از سازمانهای صنعتی، تصمیمگیری مدیریتی نه بر اساس داده بلکه بر پایه تجربه فردی یا فشار زمانی انجام میشود. نتیجه این رویکرد، انتخابهایی است که ممکن است در لحظه منطقی به نظر برسند اما در بلندمدت هزینهساز باشند. روش AHP (فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی) ابزاری است که این مشکل را به شیوهای ساختارمند حل میکند.
AHP که توسط توماس ساعتی در دهه ۱۹۷۰ توسعه یافت، روشی برای تجزیه یک مسئله پیچیده به اجزای کوچکتر و قابل مقایسه است. در این روش، مسئله به سه لایه تقسیم میشود: هدف اصلی، معیارها و گزینهها. سپس با استفاده از مقایسه زوجی، وزن نسبی هر معیار تعیین میشود.
آنچه AHP را از روشهای سادهتر متمایز میکند، توانایی آن در کنار هم گذاشتن معیارهای کیفی و کمی است. برای مثال، در انتخاب یک تأمینکننده میتوان هم قیمت (کمی) و هم اعتبار (کیفی) را در یک مدل واحد بررسی کرد.
اجرای AHP در چهار مرحله اصلی انجام میشود. در مرحله اول مسئله تعریف شده و معیارها مشخص میشوند. در مرحله دوم ماتریس مقایسه زوجی تشکیل میشود. در مرحله سوم وزن هر معیار از طریق بردار ویژه ماتریس محاسبه میشود. در مرحله چهارم هر گزینه نسبت به هر معیار ارزیابی شده و امتیاز کلی آن محاسبه میشود.
در صنایع تولیدی، AHP بیشترین کاربرد را در سه حوزه دارد: انتخاب تأمینکننده، اولویتبندی پروژههای بهبود و ارزیابی ریسک سرمایهگذاری. سازمانهایی که حتی نسخه سادهشده AHP را به کار میبرند، نسبت به تصمیمهای خود شفافیت بیشتری دارند و میتوانند دلیل انتخابهایشان را برای ذینفعان توضیح دهند.
AHP ابزاری برای کمک به تصمیم است، نه جایگزین قضاوت انسانی. اطلاعات ورودی به مدل باید از منابع معتبر و با مشارکت اعضای تیم تهیه شود. اگر در سازمان شما تصمیمهای مکرری وجود دارند که چند معیار رقیب دارند، AHP میتواند فرآیند تصمیم را ساختارمندتر، مستندتر و قابل دفاعتر کند.