تاریخ انتشار: اسفند ۱۳۹۹
داخلیسازی یا ساخت داخل، در سالهای اخیر به یکی از اولویتهای صنایع ایرانی تبدیل شده است. اما فاصلهای که بین شعار داخلیسازی و پیادهسازی واقعی آن وجود دارد، اغلب از نبود فرآیند ساختارمند ناشی میشود.
اولین قدم، انتخاب درست اقلام قابل داخلیسازی است. نه هر قطعه وارداتی ارزش داخلیسازی دارد. معیارهای ارزیابی شامل حجم مصرف، ارزش ریالی، امکانپذیری فنی و ریسک کیفیت است. اقلام پرمصرف، گرانقیمت و دارای تأمینکننده داخلی بالغ، اولویت دارند.
یک پروژه داخلیسازی موفق از چهار مرحله تشکیل میشود: شناسایی و ارزیابی فرصتها، توسعه تأمینکننده داخلی، تأیید کیفیت نمونه اولیه و انتقال تدریجی از منبع خارجی به داخلی. هر مرحله نیاز به مستندسازی دقیق و تصمیمگیری مبتنی بر داده دارد.
بیشترین شکستهای پروژههای داخلیسازی در مرحله تأیید کیفیت اتفاق میافتد. تأمینکننده داخلی ممکن است در نمونه اولیه کیفیت خوبی داشته باشد اما در تولید انبوه دچار مشکل شود. پایش مستمر کیفیت در ماههای اول پس از شروع تولید انبوه ضروری است.
داخلیسازی موفق نیازمند تعهد بلندمدت، فرآیند ساختارمند و همکاری نزدیک میان تیمهای خرید، کیفیت و مهندسی است. سازمانهایی که این رویکرد را دارند، نه تنها هزینهها را کاهش میدهند، بلکه به توسعه زنجیره تأمین داخلی نیز کمک میکنند.